X
تبلیغات
گامِ معلقِ لک‌لک

وهاب گایینی

ژرژ ملی یس (1861-1938 پاریس،فرانسه)

"ژرژ ملی یس"  فرزند خانواده ای نسبتا مرفه بود که در 23 سالگی به لندن رفت تا زبان انگلیسی بیاموزد اما در آنجا مجذوب نمایش،شعبده بازی،پانتومیم و تئاتر های عامه پسند شد. او به کمک پدرش – که تازه باز نشسته شده بود – تئاتر روبر-اودن را خریداری کرد تا به اجرای برنامه های شعبده بازی اش بپردازد.

ملی یس همانند تمامی پاریسی ها شیفته ی "سینماتوگراف لومیر ها" شده بود و هرچه سعی کرد آن را خریداری کند موفق به معامله نشد.اما در انگلستان نمونه ای مشابه را "رابرت ویلیام پل" ساخته بود که موفق به تهیه ی آن شد.او فیلم سازی را به مانند لومیر ها به صورت مستند و واقع گرا آغاز کرد وخیلی زود سینما را با علایق شخصی اش پیوند داد .

ملی یس روی بام ساختمانی استودیوی خود را ساخت و از سال 1896 تا 1914 ، 531 فیلم ساخت که زمانی بین 1 دقیقه تا 40 دقیقه داشتند که بیشتر آثار فانتزی های مهار نشده و کابوس ها و رویاهای بشر در سحر آمیز ترین نوع ممکن بود.

در حین ساخت یک فیلم تصادفا نگاتیو در دوربین گیر می کند و وقتی دوباره به کار می افتد او شاهد فاصله ی زمانی که در ثبت آن صحنه رخ داده بود می شود و این جهش زمانی/مکانی که در فیلم به وجود آمد از مهمترین کشفیات تاریخ سینما و بنیان سینمای فانتزی شد.پس از این اتفاق ملی یس ترغیب شد تا امکانات دیگر سینما را کشف کند که موفق شد با خلاقیت خود برای اولین بار کارهایی چون رنگ کردن فیلم با دست،دیزالو،فیلمبرداری با دور کُند و نمایش آن یا سرعت عادی(که جهش زمانی پیدا می کند) و نوردهی جداگانه به روی بخش های مختلف نگاتیو را انجام دهد.

موضوع فیلم های ملی‌یس عموما وقایعی سورئالیستی با اتکا به راز و رمز شعبده بازی(تروکاژ) و امکانات خاص فیلم برداری سینمایی بود.تخیل و ذوق ملی یس در تاریخ سینما بی رغیب مانده است.او از همان ابتدا می دانست که به کدام سمت می رود.ریشه ی تمامی ژانر های غیر رئالیستی سینما ( علمی-تخیلی ، ترسناک و موزیکال) را می توان در آثار ملی یس جستجو کرد. سفر به ماه (1902) و یک سفر غیر ممکن (1904) از مهمترین آثار اوست که طرح های اولیه ی ژول ورن گونه ای برای تولد سینمای فانتزی-خیالی و علمی بودند. همینطور فیلم ترسناک ملک شیطان (1896) اولین فیلم ترسناک تاریخ سینما قلمداد می شود.

ملی یس هوشمندانه نمایش های شکسپیر را روی صحنه می برد و شخصیت هایی تاریخی مثل کلئو پاترا و ژان دارک را در موضوع فیلم هایش قرار     می داد و همچنین از داستان های جنایی که در روزنامه چاپ می شد برای ساخت اثر بعدی اش اقتباس می کرد.ملی یس تنها کارگردان سینماست که تقریبا همه نوع فیلمی ساخته در حالیکه پیش از او به ذهن هیچ کس نرسیده بود.

در سال 1913 کمپانی مستقل او با فشار کمپانی های بزرگ فرانسوی و امریکایی به ورشکستگی کشانده شد و ملی یس به ناچار آن جا را فروخت. بدهی هایش آن قدر زیاد شده بود که روز به روز از کار هنری دور می شد(کاری که خود به نوعی پایه گذارش بود).ملی یس پس از اینکه به طور کامل کارش را از دست داد در ایستگاه راه آهن مونپارناس اسباب بازی فروش شد.سال ها می گذشت و کسی پیرمرد اسباب بازی فروش را نمی شناخت.تا اینکه پس از زمانی نسبتا طولانی فردی او را شناخت و او را از فقر و گمنامی نجات داد.چندی بعد انجمن سینمای فرانسه به او خانه داد و پس از آن مدال لژیون دنور را گرفت و در زمان مرگش با احترام در گورستان پرلاشز پاریس به خاک سپرده شد.

اکثر فیلم های ملی یس روی سلولز ضبط شده بودن که در جنگ جهانی اول به منظور استفاده ی نظامی ذوب شدند. به تدریج و پس از سال ها از گوشه کنار دنیا اندکی از آثارش پیدا شد و در سال 2008 به صورت مجموعه ای راهی بازار شد.

ژرژ ملی یس بزرگترین مولف سینماست. چرا که فیلم هایش را می نوشت،می ساخت،بازی می کرد و طراحی صحنه ها و دکور ها انجام میداد و به نوعی تمامی مراحل ساخت یک فیلم را از ابتدا تا انتها شخصا اجرا و نظارت می کرد.برای او دوربین بهترین وسیله برای ثبت جهان نو بود و اگر از سینما به عنوان جادو یا سحر نام برده می شود همگی مدیون استعداد ها و نبوغ ژرژ ملی یس بزرگ است.

ملی یس بدون شک یکی از آفرینندگان جهان مدرن است.


برچسب‌ها: سینمای صامت, ژرژ ملی یس
+ نوشته شده توسط آرش معدنی پور / امین علی اکبری در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 و ساعت 22:7 |

وهاب گایینی:

 بررسی و مرور آثار فیلمسازان و نگاه به سبک‌های سینمایی- از آفرینش سینما تا به امروز- زمان زیادی می‌طلبد و ممکن است از حوصله خارج شود. از این رو سعی می‌کنیم فیلمسازان مهم هر دوره از سینما و نیز آثار بزرگ و تاثیر‌گذار را معرفی و راجع به آنها بحث کنیم، پس در ابتدا به معرفی فیلمسازان سینمای صامت- که به نوعی پایه‌گذاران اصلی سینمای جهان می‌باشند- می‌پردازیم.

بررسی آثار و سبکِ فیلمسازان سینمای صامت بحثی مفصل را می‌طلبد، اما از آنجا که هدف معرفی برخی ازآنان است، سعی می‌کنیم هفت فیلمساز موثر سینمای صامت را معرفی و به نقد آثارشان بپردازیم. بدیهی است هنرمندان زیادی از لیست ما حذف می‌شوند که دلیل بر عدم تاثیر گذاری آنان در روند آفرینش سینما نیست.

+ نوشته شده توسط آرش معدنی پور / امین علی اکبری در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 و ساعت 12:6 |
رزمناو پوتمکین / The Battleship Pottemkin
ساخته: سرگی آیزنشتاین
محصول سال ۱۹۲۵ / روسیه


نظر آرش:
1- ای همه‌ی کارگران جهان! ای ستمدیده‌گان! ای مظلومان! بیایید دست به دست هم داده، دل به فرامین رفیق استالین بسپارید تا آزاد شوید. ای کسانی‌که با شما مانند خوک رفتار می‌شود، بدانید که در این جنگل وحشی، هیچ فرقی بین شیر و روباه و اسب نیست؛ بر شما واجب است که همه را به فجیع‌ترین شکل ممکن به قتل برسانید. ای بیچاره‌گان رنج‌کشیده‌ی تحت‌ستم! بدانید که پیروزی از آن شماست، اگر به زیر پرچم خوش‌رنگ ما بیایید...
2- رزم‌ناو پوتمکین، هشتاد و هفت سال بعد از ساخته‌شدن‌اش، برای من "سینما نشناس"، هیچ حرفی برای گفتن ندارد؛ می‌گویند که فیلم در زمان خودش خیلی پیشرو بوده، از شیوه‌های تدوینی رفیق ایزنشتاین حرف می‌زنند و از سکانس شاه‌کار پله‌کان اودسا (که مانند ترجیع‌بندی در اکثر نوشته‌هایی که درباره‌ی فیلم هست، تکرار می‌شود)، اما متاسفانه، برای من "سینما‌نشناس"، این فیلم هیچ فرقی با "توبه‌ی نصوح" و "دو‌چشم‌بی‌سو"ی برادر مخملباف ندارد...
نظر امین:
در اولین نگاه، چیزی که در مورد "رزمناو پوتمکین" به چشم می‌آید، تلاش ِ مشخص ِ آیزنشتاین است برای پیاده‌کردنِ حرفهایی که اهدافِ او محسوب می‌شوند و او در مقام یک کارگردان، از سینما به عنوان ِ ابزاری برای نه تنها نمایش این اعتقادات، که انتقال آن نیز برآمده است. عقایدی که مقطع پرفرازو‌نشیبی از تاریخ را، تاریخ سینما و ادبیات و فرهنگ و اقتصاد و سیاست و... را به خود اختصاص داده است. انقلاب کمونیستی، بلوک شرق، اشتراکی‌شدن، فروپاشی...همه‌ی اینها، چقدر و در کجای حافظه‌ی تاریخ باقی مانده‌اند و می‌مانند؟ "رزمناو پوتمکین" یک مانیفست سینمایی به تمام معناست. فیلمی صامت که در آن تلاش شده جامعه و مردم را به قیام و شکستنِ سکوت و برخاستن و اعتراض تشویق کند، و اتفاقا در نهایت هم نشان می‌دهد که نتیجه‌ی حرکاتی این‌چنینی، چیزی جز پیروزی نیست. اما کدام پیروزی؟ پیروزی‌ای که ختمِ به فروپاشی شد؟
حالا اما سوالی که ذهن من را به خود مشغول کرده این است که آثاری (چه سینمایی و چه مکتوب در هر عرصه‌ای) که در رثا و ستایش ِ این قبیل انقلاب‌ها و جنبش‌ها ساخته می‌شوند، چه میزان ماندگاری و کاربرد ِ تاریخی دارند؟ یعنی "رزمناو پوتمکین" می‌تواند حالا مُشتی نمونه‌ی خروار باشد برای بررسی شرایط زیستی یا اجتماعی ِ شوروی سابق؟ یا مثلا در زمینه‌ی ادبیات، "زمین نوآباد"ِ شولوخف، تا چه حد می‌تواند گواهی صادق باشد بر شکل‌گیری برهه‌ای متفاوت در تاریخ بشریت؟ آیا پس از اینکه انقلابی مثل انقلاب شوروی با شکست مواجه شد و پرونده‌اش برای همیشه بسته شد، باز هم نیازی به بررسی این آثار باقی می‌ماند؟ "رزمناو پوتمکین" مانیفستی‌ست تمام و کمال از رفیقی که به رفقای دیگرش ادای دِین کرد. رفیقی که حالا، شاید فقط یک اسم باشد...

 


برچسب‌ها: سرگی آیزنشتاین, سینمای صامت
+ نوشته شده توسط آرش معدنی پور / امین علی اکبری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391 و ساعت 22:32 |


Powered By
BLOGFA.COM